تنهایی هام رو درک کنه , دوست دارم یه اکیپ دوست صمیمی باشیم , یسری دوستای خووب
مثل بقیه خوش باشیم کارهای هیجانی رو باهم انجام بدیم , دوست دارم دوستای زیادی داشته باشم
الان دوست صمی ندارم , چنتایی هستن ولی من ازشون خوشم نمیاد دیگ , میدونم اون ادمایی نیستن ک من میخوام
دوس دارم ازاد باشم , دوس دارم نفس بکشم , دوس دارم دوس دختر خوبی داشته باشم
دلم خیلی میخوااد یبار بووسیدن رو تجربه کنم , دلم خیلی میخواد یبار سینما رفتن با دوستم تجربه کنم تو بغل هم
دوس دارم باهم تو جاده باشیم , سرمون رو از پنجره ببریم بیرون فریاد بزنیم
دوس دارم برم رستوران باهاش
دوس دارم دوس دارم دوس دارم
افسوس که سنم ب ۱۹ رسیده هنوز تو رویای اینام و تجربشون نکردم
احساس پوچی و خفگی میکنم
درس درس درس ای کاش تو این حداقل موفق میبودم
توی هیچ زمینه ای هنری ندارم
شاید فقط تو اخر شب گریه کردن مهارت دارم , بغضم میترکه اخر شبا , کاش یکی میومد بهم میگفت باید چیکار کنم موفق بشم
کاش یکی میبوود
کاش انقد کم رو نمیبودم
کاش برا خانوادم بدرد یچی میخوردم لاقل
فقط ب این امید این زندم ک دیگران ازم تعریف میکنن
همه فکر میکنن خیلی ادم شاخ و موفقیم
ولی فقط یسریاشون میدونن من چقد شکسته م
خیلی سخته خیلی سختههه
کاش آبروم نمیرفت فقط همین کاش میتونستم ب بابام کمک کنم
کاش میتونستم واسه مامانم کادویی بگیرم با پول خودم ولی افسوس ک شغلی ندارم
افسوس ک هنوز وارد دانشگاه نشدم
افسوس ک تا کنکور بیست روز مونده و من هنوز اماده نیستم
افسوسسس
خدایا خدایا کمکم کن حداقل بتونم یکاری کنم , لبخند رو روی چهره ی بابا و مامانم ببینم
بخدا دیگ بریدم
اگه هیچکاری نتونم بکنم , از این دنیا میرم , میام جهنم خودت باز گریه مامان بابام رو نمیتونم ببینم
نمیتونم تو چهرشون نگا کنم اگه باز شرمنده شون بشم
خدایا خودت همه چی رو درس میکنی بازم ؟؟؟؟؟
خدایا نشوونم بدههههه تنهام نزار ازین تنهاترم نکن خدا
02:46 _ 25/3/96
برچسب:
نویسنده: نیکی رضاپور